chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

عبدالرحمن جامی

زين ماتم ار سپهر به قانون گريستي

زين ماتم ار سپهر به قانون گريستي

از چشم اختران همه شب خون گريستي

چون ابر کاشکي همه تن چشم بودمي

تا من درين غم از همه فزون گريستي

گر دود آتش جگرم بر فلک شدي

چشم سحاب اشک جگرکون گريستي

آهم زضعف اگر نشدي پست قدسيان

بر حالم از صوامع گردون گريستي

گو آنکه چشم خود به همه عمرتر نديد

تا درد من بديدي و اکنون گريستي

چشم مرا زگريه ي بسيار نم نماند

گر خون دل مدد نشدي چون گريستي

باران حسرت آمدي و سيل غم نه اشک

بر جاي ديده گر دل محزون گريستي

چون از ميانه رفت سر سالکان راه

گو خرقه ها کبود کنيد اهل خانقاه

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید