chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

عبدالرحمن جامی

در مرثيه ي حضرت مخدوم مکرم شيخ سعدالدين

صاحب دلان که پيش تر از مرگ مرده اند

آب حيات از قدح مرگ خورده اند

اول کشيده رخت به سر منزل فنا

آنگه به دار ملک بقا راه برده اند

يابند بوي فيض بهار از نسيمشان

آنان که در خزان طبيعت فسرده اند

جانها فدايشان که به راه طلب هنوز

نسپرده يک دو گام دل و جان سپرده اند

بر حرفشان چه سان نهد انگشت هر فضول

چون حرف خود ز تخته ي هستي سترده اند

موج بلا که کوه بود پيش او چو کاه

چون کوه پيش صدمت آن پا فشرده اند

با خاکيان عطيه ي محض اند از خداي

اهل دل اين عطيه غنيمت شمرده اند

هر نعمت و نوال که حد کمال يافت

داند زمانه قيمت آن چون زوال يافت

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید