chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

عبدالرحمن جامی

ايضا له

اين خانه چه خانه است پري خانه ي چين است

پرحور يکي غرفه ز فردوس برينست

در آب و گل اين لطف تصور نتوان کرد

از طارم چرخ آمده برجي به زمينست

قصر ارم آن کش به جهان مثل نيابند

گويند چنين است وليکن نه چنينست

اين بقعه نگين دور افق حلقه ي خاتم

وين خانه ي پرنقش درو نقش نگينست

پيداست درو صورت هر معني پنهان

گويا دل روشن شده ي اهل يقينست

از نور درون حاجت خورشيد ندارد

خورشيد برون وي از آن خاک نشينست

بر صف نعالش فلک از بس که زمين سود

تابان شده چون نعل هلالش ز جبينست

در فرش وي از سقف نيايد همه نقشي

هر کس که در آن آينه بيند همه بينست

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید