حرز جانهاست نام دلبر ما
ما اعز اسمه و ما اعلا
نام او گنج نامه ي لاهوت
گنج پنهان غيب ازو پيدا
همه اسما مظاهر ذاتند
همه اشيا مظاهر اسما
لا اري في الوجود الا هو
محو شد نش غير و نام سوا
هستي مطلق است و وحدت صرف
اين هو اين انت اين انا
من و او و تو از ميان برخاست
سر وحدت شد از همه يکتا
جان جامي زنکته ي وحدت
نشکيبد چو ماهي از دريا