chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

عبدالرحمن جامی

۱

يا من بدا جمالک في کل ما بدا

بادا هزار جان مقدس ترا فدا

مي نالم از جدايي تو دم به دم چو ني

وين طرفه تر که از تو ني ام يک نفس جدا

عشق است و بس که در دو جهان جلوه مي کند

گاه از لباس شاه گه از کسوت گدا

يک صوت بر دو گونه همي آيدت به گوش

گاهي ندا همي نهيش نام و گه صدا

برخيز ساقيا به کرم جرعه اي بريز

بر عاشقان غم زده زان جام غم زدا

زان جام خاص کز خودي ام چون دهد خلاص

در ديده ي شهود نماند بجز خدا

جامي ره هدي به خدا غير عشق نيست

گفتيم و السلام علي تابع الهدا

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید