ما نمي بينيم جز ذات خدا
گر نمي بيني تو خود با ما بيا
ما و من جز اختياري بيش نيست
صادق و کاذب بود صوت و ندا
بگذر از تقليد کانجا ظلمت است
هست در تحقيق صد نور و صفا
من اني گفت در سيد نگر
تا شنيدم آيت ثم استوا
ديدمش چون ماه تابان نيمه شب
گفت آن سلطان که کوهي مرحبا