جان ها فداي ديدن ديدار بوالوفا
کردند انبيا همه در کار بوالوفا
دانسته اند قصه الله اشتري
چون يوسفند در سر بازار بوالوفا
حق در وفاي بنده مدارا کند بسي
نايد ز بي وفائي ما عار بوالوفا
شب تا بروز ناله وافغان آه ماست
چون بلبلان مست بگلزار بوالوفا
مهر و وفاست کار خداوند لاينام
بنگر شبي بديده ديدار بوالوفا
در ذره ذره بين رخ او را در آفتاب
کوهي مباش غافل از اسرار بوالوفا