chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ابو منصور محمد دقيقي

برخيز و بر افروز هلا قبله ي زردشت

برخيز و بر افروز هلا قبله ي زردشت

بنشين و بر افکن شکم قاقم بر پشت

بس کس که ز زردشت بگرديده، دگر بار

ناچار کند روي سوي قبله ي زردشت

من سرد نيابم که مرا ز آتش هجران

آتشکده گشتست دل و ديده چو چرخشت

گر دست بدل بر نهم از سوختن دل

انگشت شود بيشک در دست من انگشت

اي روي تو چون باغ و همه باغ بنفشه

خواهم که بنفشه چنم از زلف تو يک مشت

آنکس که ترا کشت، ترا کشت و مرا زاد

و آنکش که ترا زاد، ترا زاد و مرا کشت

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید