chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

دیوان پروین اعتصامی

شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

ای دل عبث مخور غم دنیا را

ای دل عبث مخور غم دنیا را

فکرت مکن نیامده فردا را

کنج قفس چو نیک بیندیشی

چون گلشن است مرغ شکیبا را

بشکاف خاک را و ببین آنگه

بی مهری زمانه ی رسوا را

این دشت خوابگاه شهیدانست

فرصت شمار وقت تماشا را

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

کار مده نفس تبه کار را

کار مده نفس تبه کار را

در صف گل جا مده این خار را

کشته نکودار که موش هوی

خورده بسی خوشه و خروار را

چرخ و زمین بنده ی تدبیر تست

بنده مشو درهم و دینار را

همسر پرهیز نگردد طمع

با هنر انباز مکن عار را

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

رهائیت باید رها کن جهانرا

رهائیت باید رها کن جهانرا

نگهدار ز آلودگی پاک جانرا

بسر برشو این گنبد آبگون را

بهم بشکن این طبل خالی میانرا

گذشتنگه است این سرای سپنجی

برو باز جو دولت جاودانرا

زهر باد چون گرد منما بلندی

که پست است همت بلند آسمانرا

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

یکی پرسیدن از سقراط کز مردن چه...

یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی

بگفت ای بیخبر مرگ از چه نامی زندگانی را

اگر زین خاکدان پست روزی بر پری بینی

که گردونها و گیتی هاست ملک آن جهانی را

چراغ روشن جانرا مکن در حصن تن پنهان

مپیچ اندر میان خرقه این یاقوت کانی را

مخسب آسوده ای برنا که اندر نوبت پیری

به حسرت یاد خواهی کرد ایام جوانی را

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

شالوده ی کاخ جهان بر آبست

شالوده ی کاخ جهان بر آبست

تا چشم بهم بر زنی خرابست

ایمن چه نشینی درین سفینه

کاین بحر همیشه در انقلابست

افسونگر چرخ کبود هر شب

در فکرت افسون شیخ و شابست

ای تشنه مرو، کاندرین بیابان

گریک سر آبست، صد سرابست

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

آنکس که چو سیمرغ بی نشانست

آنکس که چو سیمرغ بی نشانست

از رهزن ایام در امانست

ایمن نشد از دزد جز سبکبار

بر دوش تو این بار بس گرانست

اسبی که تو را می برد به یک عمر

بنگر که بدست که اش عنانست

مردم کشی دهر، بی سلاح است

غارتگری چرخ، ناگهانست

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

ای عجب این راه نه راه خداست

ای عجب! این راه نه راه خداست

زانکه در آن اهرمنی رهنماست

قافله بس رفت از این راه، لیک

کس نشد آگاه که مقصد کجاست

راهروانی که درین معبرند

فکرتشان یکسره آز و هواست

ای رمه، این دره چراگاه نیست

ای بره، این گرگ بسی ناشتاست

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

دل اگر توشه و توانی داشت

دل اگر توشه و توانی داشت

در ره عقل کاروانی داشت

دیده گر دفتر قضا می خواند

ز سیه کاریش امانی داشت

رهزن نفس را شناخته بود

گنجهایش نگاهبانی داشت

کشت و زرعی به ملک جان می کرد

بی نیاز از جهان، جهانی داشت

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

عاقل از کار بزرگی طلبید

عاقل از کار بزرگی طلبید

تکیه بر بیهده گفتار نداشت

آب نوشید چو نوشابه نیافت

درم آورد چو دینار نداشت

بار تقدیر به آسانی برد

غم سنگینی این بار نداشت

با گرانسنگی و پاکی خو کرد

همنشینان سبکسار نداشت

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

اى گل، تو ز جمعيت گلزار، چه دي...

اى گل، تو ز جمعيت گلزار، چه ديدى

جز سرزنش و بد سرى خار، چه ديدى

اى لعل دل افروز، تو با اين همه پرتو

جز مشترى سفله به بازار چه ديدى

رفتى به چمن، ليك قفس گشت نصيبت

غير از قفس، اى مرغ گرفتار، چه ديدى

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

ما نيز در ديار حقيقت، توانگريم...

ما نيز در ديار حقيقت، توانگريم

كالاى ما چو وقت رسد، كارهاى ماست

ما روى خود ز راه سعادت نتافتيم

پيران ره، به ما ننمودند راه راست

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

از غبار فكر باطل، پاك بايد داش...

از غبار فكر باطل، پاك بايد داشت دل

تا بداند ديو، كاين آیينه جاى گرد نيست

مرد پندارند پروين را، چه برخى ز اهل فضل

اين معما گفته نيكوتر، كه پروين مرد نيست

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

گر شمع را ز شعله رهائى است آرز...

گر شمع را ز شعله رهائى است آرزو

آتش چرا به خرمن پروانه مي زند

سرمست، اى كبوترك ساده دل، مپر

در تيه آز، راه تو را دانه مي زند

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

بى رنج، زين پياله كسى مى نمی خ...

بى رنج، زين پياله كسى مى نمی خورد

بى دود، زين تنور به كس نان نمي دهند

تيمار كار خويش تو خودخور، كه ديگران

هرگز براى جرم تو، تاوان نمي دهند

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

خيال آشنائى بر دلم نگذشته بود...

خيال آشنائى بر دلم نگذشته بود اول

نمي دانم چه دستى طرح كرد اين آشنائى را

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

بكوش و دانشى آموز و پرتوى افكن...

بكوش و دانشى آموز و پرتوى افكن

كه فرصتى كه تورا داده اند، بى بدل است

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

دل پاكيزه، به كردار بد آلوده م...

دل پاكيزه، به كردار بد آلوده مكن

تيرگى خواستن، از نور گريزان شدن است

ادامه شعر
شاعر پروین اعتصامی | دیوان پروین اعتصامی

با قضاچیره زبان نتوان بود

با قضاچیره زبان نتوان بود

که بدوزند گرت صد دهن است

ادامه شعر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید