chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

خسرو و شيرين

شاعر نظامی | خسرو و شيرين

خداوندا در توفيق بگشاي

خداوندا در توفيق بگشاي

نظامي را ره تحقيق بنماي

دلي ده کاو يقينت را بشايد

زباني کافرينت را سرايد

مده ناخوب را بر خاطرم راه

بدار از ناپسندم دست کوتاه

درونم را به نور خود برافروز

زبانم را ثناي خود در آموز

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

در توحيد باري

به نام آنکه هستي نام ازو يافت

فلک جنبش زمين آرام ازو يافت

خدائي کافرينش در سجودش

گواهي مطلق آمد بر وجودش

تعالي الله يکي بي مثل و مانند

که خوانندش خداوندان خداوند

فلک بر پاي دارو انجم افروز

خرد را بي‌ميانجي حکمت آموز

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

در استدلال نظر و توفيق شناخت

خبر داري که سياحان افلاک

چرا گردند گرد مرکز خاک

در اين محرابگه معبودشان کيست

وزين آمد شدن مقصودشان چيست

چه مي‌خواهند ازين محمل کشيدن

چه مي‌جويند ازين منزل بريدن

چرا اين ثابت است آن منقلب نام

که گفت اين را به جنب آن را بيارام

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

آمرزش خواستن

خدايا چون گل ما را سرشتي

وثيقت نامه‌اي بر ما نوشتي

به ما بر خدمت خود عرض کردي

جزاي آن به خود بر فرض کردي

چو ما با ضعف خود دربند آنيم

که بگزاريم خدمت تا توانيم

تو با چندان عنايت‌ها که داري

ضعيفان را کجا ضايع گذاري

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

در نعت رسول اکرم صلي الله عليه...

محمد کافرينش هست خاکش

هزاران آفرين بر جان پاکش

چراغ افروز چشم اهل بينش

طراز کار گاه آفرينش

سرو سرهنگ ميدان وفا را

سپه سالار و سر خيل انبيا را

مرقع بر کش نر ماده‌اي چند

شفاعت خواه کار افتاده‌اي چند

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

در سابقه نظم کتاب

چو طالع موکب دولت روان کرد

سعادت روي در روي جهان کرد

خليفت وار نور صبح گاهي

جهان بستد سپيدي از سياهي

فلک را چتر بد سلطان ببايست

که الحق چتر بي‌سلطان نشايست

در آوردند مرغان دهل ساز

سحرگه پنج نوبت را به آواز

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

در ستايش طغرل ارسلان

چون سلطان جوان شاه جوانبخت

که برخوردار باد از تاج و از تخت

سرير افروز اقليم معاني

ولايت گير ملک زندگاني

پناه ملک شاهنشاه طغرل

خداوند جهان سلطان عادل

ملک طغرل که داراي وجود است

سپهر دولت و درياي جود است

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

ستايش اتابک اعظم شمس الدين ابو...

به فرح فالي و فيروزمندي

سخن را دادم از دولت بلندي

طراز آفرين بستم قلم را

زدم بر نام شاهنشه رقم را

سرو سر خيل شاهان شاه آفاق

چو ابرو با سري هم جفت و هم طاق

ملک اعظم اتابک داور دور

که افکند از جهان آوازه جور

ادامه شعر
شاعر نظامی | خسرو و شيرين

خطاب زمين بوس

زهي دارنده ي اورنگ شاهي

حوالت گاه تاييد الهي

پناه سلطنت پشت خلافت

ز تيغت تا عدم موئي مسافت

فريدون دوم جمشيد ثاني

غلط گفتم که حشواست اين معاني

فريدون بود طفلي گاو پرورد

تو بالغ دولتي هم شير و هم مرد

ادامه شعر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید